تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
بيان « ربك » در آيه قبلى است يعنى ربى كه پيامبر ، مردم را به سوى او مىخواند ، تنها رب انسانها نيست بلكه رب همه مخلوقات است و همان رب ، رحمان است و رحمت او همه مخلوقات را مانند ربوبيتش احاطه كرده است چنان كه فرموده است :
رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً
جمله
لا يَمْلِكُونَ . . .
مربوط به آيه بعدى است . 38 -
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً
كلمه
يَوْمَ يَقُومُ . . .
ظرف است براى « لا يملكون » در آيه قبلى ، ظاهرا مراد از خطاب ، سخن گفتن دربارهء شفاعت باشد ، فاعل « لا يملكون » همه حاضر شوندگان در محشر هستند اعم از جن و انس و ملائكه ، فعل « لا يتكلمون » بيان است براى
لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطاباً
. منظور از روح به احتمال قوى جبرئيل است كه در اين زمينه در ذيل آيه
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
اسرا / 85 سخن گفته شده است ، خلاصه آيه چنين مىشود : روزى كه روح و ملائكه صف مىايستند هيچ كس از جانب خدا مالك سخن گفتن و شفاعت نيست و تكلم نمىكنند مگر آن كس كه خدا به او اذن تكلم داده است و او سخن به حق خواهد گفت . يعنى اولا بايد خدا اجازه سخن گفتن و شفاعت كردن داده باشد ، ثانيا طرز شفاعت را بداند و بداند به كدام كسان شفاعت خواهد كرد ، على هذا شافعان مىدانند كه شفاعت دربارهء كدام اشخاص و كدام اعمال قبول است و در كدام قبول نيست در اينجا چند مطلب هست : اول تعبير روح و ملائكه در سه جا از قرآن كريم آمده است يكى اينجا ، ديگرى در
تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ
معارج / 4 ، سومى
تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ . . .
قدر / 4 .