نجات يا محل نجات گرچه معناى دوم انسب است .
اعناب : عنب به انگور و درخت انگور هر دو گفته مىشود ، جمع آن اعناب است .
كواعب : كعوب و كعابه : بزرگ شدن پستان دختر ، كاعب : دخترى كه پستانش بزرگ شده است ، جمع آن كواعب مىباشد .
اتراب : ترب ( بر وزن جسر ) : همسال كه با همسال خود در يك زمان به دنيا آمده است : « الترب : من ولد معك . . . هذه ترب فلانة : اذا كانت في سنها » علّت اين تسميه آنست كه هر دو با هم خاكبازى مىكنند جمع آن اتراب است .
كاس : ظرف را كه شراب در آن باشد كاس گويند « الاناء بما فيه من الشراب » به شراب تنها و ظرف تنها و ظرف تنها نيز كأس گفته مىشود چنان كه در اقرب الموارد آمده است .
دهاق : دهق : پر كردن . دهاق در آيه ظاهرا مصدر به معناى مفعول است يعنى : كاسه پر شده .
كذاب : تكذيب شديد ، شايد مفعول مطلق مفيد شدت تكذيب باشد .
صواب : سخن حق و راست . « الصواب : الحق و ضد الخطاء » .
شرحها
آيات شريفه در بيان چهار مطلب است اول از بين رفتن نظام كنونى و بعد تشكيل نظم جديد و زنده شدن مردگان ، دوم شرح آخرت كفار ، سوم شرح آخرت متّقيان ، چهارم مسأله شفاعت مشروط .
ارتباط اين آيات با آيات قبلى همانست كه در مقدمه سوره گفته شد يعنى آخرت ادامه خلقت در دنيا است و هر دو بهم متصل است ، النهايه ادامه خلقت در