انعام / 14 فاطر و فالق هر دو به يك معنى است ، در خطبهء اول نهج البلاغه فرموده است
« فطر الخلائق بقدرته » .
بعضى در توجيه اين سخن گفتهاند : خداوند عدم را شكافته و موجودات را به طرف وجود خارج كرده است . ولى عدم چيزى نيست كه شكافته شود ، بعضى آن را در آيه ، صبح معنى كردهاند كه ظلمت شكافته شده ، مبدل به صبح مىشود ولى اين سخن با آيات بعدى جور در نمىآيد .
لفظ « ما خلق » مانند الفلق شامل همه مخلوقات است و نيز معلوم مىشود كه همهء مخلوقات داراى جنبه شر نيز هستند .
3 -
وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ
بايد بدانيم : غاسق و نفاثات و حاسد ، همه ذكر خاص بعد از عام است چون
مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ
همه آنها را شامل مىباشد ، به نظر مىآيد كه مصاديق سهگانه فوق براى كثرت اهميت ذكر شدهاند .
ظاهرا مراد از « غاسق » چيزها و بلاهايى است كه در تاريكى و در پنهانى مىآيند و انسان فقط وقتى با خبر مىشود كه آنها كار خود را كردهاند مانند سرطان سل ، تصادفات ، اين آيه گرچه راجع به
مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ
اخص است ولى در نوبت خود يك موضوع اعم و داراى افراد بى حد و حصرى است .
اينكه از ابن عباس نقل شده كه آن را شب معنى كرده است ظاهرا معناى درستى نيست .
طبرسى رحمه اللَّه فرموده : به قولى مراد از آن هر هجوم كننده با ضرر است . اين قول به آنچه ما اختيار كرديم نزديك مىباشد .
4 -
وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ
در رابطه با
النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ
دول قول هست اول اينكه مراد از نفاثات زنان جادوگر و از عقد گرههايى است كه بر نخ جادو مىزنند و بر آنها مىدمند