چنان كه خواهد آمد .
غاسق : آنچه در تاريكى آيد . ناگفته نماند : غسق به معنى ظلمت شديد يا ظلمت اول شب است ، به هر حال آن به معنى ظلمت و تاريكى است .
على هذا غاسق چيزى است كه در ظلمت و خفا باشد ، طبرسى رحمه اللَّه غاسق را آنچه با ضرر هجوم مىكند « الهاجم بضرره » گفته است ، شب تاريك ، ماه گرفته شده نيز ، معنى كردهاند .
وقب : وقوب : دخول . در نهج البلاغه خطبه 48 فرموده :
« الحمد للَّه كلما وقب ليل و غسق »
حمد خدا را است هر وقت كه شبى آيد و تاريك گردد .
نفاثات : دمندگان . نفث : دميدن . آن گاهى دميدن معنوى است مانند الهام و تلقين . از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نقل شده كه دربارهء وحى فرموده :
« الا و ان الروح الامين نفث في روعى »
و گاهى ظاهرى است به معنى انداختن كمى از آب دهان . راغب گويد : « النفث : قذف الريق القليل و هو اقل من التفل » يعنى آن انداختن كمى بزاق است كه از بزاق معمولى اندك است ، آن جمع نفاث يا نفاثه است .
عقد : ( بر وزن صرد ) : گرهها . واحده آن عقده است . عقد بر وزن عقل به معنى بستن و گره زدن است « عقد الحبل عقدا : شده » .
شرحها
1 و 2 -
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ
منظور از « فلق » ظاهرا خلق و مخلوق است ، به علّت اينكه خلقت به وسيلهء شكافتن و شگفتن است نظير :
إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى
انعام / 95 ، خلقت آسمانها و زمين نيز چنين است چنان كه مىخوانيم :
فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ