آيهء
إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ
مىشود گفت كه دليل « كنود » است يعنى دنيا دوستى ، غرق بودن در لذات مادى او را ناسپاس كرده است و شايد منظور آن باشد كه يكى از علائم ناسپاسيش آنست كه : بسيار پولدوست است و از آنچه خدا داده است انفاق نمىكند .
آيه را دو جور معنى كردهاند يكى اينكه « شديد » را به معنى بخيل گرفته و گفتهاند : انسان به علّت دوست داشتن مال ، بخيل است ، ديگرى آنكه شديد را جلو انداخته و گفتهاند « انه لشديد لحب الخير » انسان در ثروت دوستى محكم است منظور از « الخير » ثروت دنيا است ، آن به معنى « اختيار شده » است انسان ذاتا ثروت را دوست مىدارد ، خدا آن را چنين كرده است ، پس نه ثروت بد است و نه دوست داشتن آن ، بلكه بخيل بودن و افراط در دوستى آن مذموم است .
9 - 11 -
أَ فَلا يَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُورِ وَ حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ
.
اين آيه در رابطه با آنست كه كنود بودن و ثروت دوستى مفرط به زيان انسان تمام خواهد شد ، به نظر بعضى مفعول « يعلم » محذوف است يعنى « ا فلا يعلم الانسان انه مسئول اذا بعثر ما في القبور » غرض از
ما فِي الْقُبُورِ
ذرات ابدان است كه به وسيله « بعثر » به انسان تبديل خواهند شد .
حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ
يعنى آنچه در سينههاست مشخص و از هم جدا شوند ، كفر و ايمان ، حب و بغض از هم جدا و مورد سؤال قرار مىگيرند نظير :
إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ
بقره / 284 شايد منظور از آن به دست آمدن و آشكار شدن باشد ، يعنى آنچه در ضمير انسان نهفته است بيرون ريخته مىشود و آشكار مىگردد و مورد باز خواست قرار مىگيرد ، آن گاه در تأكيد اين مطلب فرموده :