« قدح بالزند : رام الايراء » .
مغيرات : هجوم كنندگان . حمله كنندگان . غور : فرو رفتن . اغماره :
هجوم بردن و سرعت سير .
اثرن : ثور : زير و رو شدن و پراكنده شدن . اثاره : پراكنده كردن .
« اثرن نفعا » : غبار بلند كردند .
نقعا : نقع : غبار . آن فقط يك بار در قرآن آمده است .
كنود : بسيار ناسپاس . « كند النعمة كنودا : كفرها » .
بعثر : باز شد و آشكار شد . راغب احتمال مىدهد كه اين كلمه مركب از بعث و اثير ( هر دو به صيغهء مجهول ) باشد يعنى برانگيخته و پراكنده شد ، طبرسى مطلق زير و رو شدن گفته است . جوهرى گويد : « يقال : بعثرت الشيء : اذا استخرجته و كشفة » على هذا آن در آيه به معنى مكشوف شدن است .
شرحها
از اين آيات معلوم مىشود كه اسبان دوندهاى كه از نعل آنها آتش مىجهيد و غبار برانگيخته بودند به قومى حمله كرده و در وسط آنها قرار گرفتهاند ، اين حمله بوقت صبح بوده است . آن گاه آمده كه انسان نسبت به پروردگارش ناسپاس است و خود بر اين ناسپاسى گواه مىباشد ، دوستى دنيا سبب اين ناسپاسى است اما پس از رسيدن به آخرت نادم خواهد شد .
آهنگ اين آيات شبيه آهنگهاى اوائل بعثت است و اول سوره يك سرود عالى جنگى است ، آموزنده و محرك .
1 -
وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً
.
گويند « ضبحا » مفعول مطلق و تقدير آن « يضبحن » است .