4 - كه با آن دويدن غبار بزرگى بلند كردند .
5 - و با آن دويدن وسط قومى داخل شدند
6 - كه انسان به پروردگارش سخت ناسپاس است
7 - و انسان بر آن ناسپاسى گواه است
8 - و انسان به جهت مال دوستى بخيل است
9 - آيا نمىداند كه مسئول است وقتى كه انسانها برانگيخته شوند .
10 - و به دست آيد آنچه در سينههاست .
11 - حقا كه پروردگارشان در آن روز به حال آنها آگاه است
كلمهها
عاديات : اسبان دونده . عدو ( بر وزن عقل ) در اصل به معنى تجاوز است تجاوز اگر با قلب باشد به آن عداوت گويند و اگر در راه رفتن باشد عدو ( دويدن ) نامند و اگر در عدم رعايت عدالت باشد عدوان گويند ( راغب ) .
يكى از موارد به كار رفتن جمعى كه با الف و تا آيد آنجا است كه صفت مذكر لا يعقل باشد على هذا عاديات جمع عاد است نه جمع عادية .
ضبحا : ضبح به معنى صدا است گويند : « ضبح ضبحة الثعلب » صدا كرد مانند صداى روباه مراد از آن در آيه نفس نفس زدن اسبان در حال تاختن است .
موريات : آتش افروزان . منظور اسبانى است كه در وقت دويدن در اثر برخورد نعل آنها به سنگ ، آتش مىجهد . ايراء از مادهء ورى به معنى آتش افروزى است .
قدحا : قدح : زدن ، مثل زدن آهن به سنگ براى بيرون آمدن آتش