آنست كه مقدرات و پيشامدهاى انسانها از روى مصلحت و علل و اسباب تعيين مىشود « يفرق » ظهورش در تداوم است يعنى آن شب و اين تفريق ادامه داشته و خواهد داشت چنان كه در « نكتهها » خواهد آمد .
« كل امر » در سورهء دخان همان
مِنْ كُلِّ أَمْرٍ
است كه در اين سوره آمده و ملائكه براى آن نازل مىشوند .
معلوم مىشود كه كارهاى خدا داراى دو مرحله است ، مرحله اجمال و مرحله تفصيل و تبيين ، مرحله تفصيل در شب قدر بوده و خواهد بود ، نزول قرآن نيز يكى از مصاديق
فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ
است .
از حضرت باقر عليه السّلام نقل شده :
« يقدر في ليلة القدر كل شىء يكون في تلك السنة الى مثلها من قابل ، خير و شر و طاعة و معصيته و مولود و اجل و رزق فما قدر في تلك السنة و قضى فهو المحتوم و للَّه عز و جل فيه المشية »
« 1 » .
اين آيات از لحاظ مفهوم كاملا معلوم و روشن هستند امّا از لحاظ كيفيت و مصداق خارجى بر ما مجهول و متشابهند و العلم عند اللَّه .
2 و 3 -
وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ . لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ
آيه اول بيان اهميت ليله قدر است . منظور از « الف شهر » تحديد واقعى نيست ، مثلا آنجا كه فرموده :
إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ
توبه / 80 منظور آن نيست كه اگر هفتاد و يك بار استغفار كنى خدا مىبخشايد ، بلكه منظور آنست كه هر چه استغفار كنى ، خدا آنها را نخواهد بخشيد ، در اينجا غرض آنست كه شب قدر از هزاران شب بهتر است .
ناگفته نماند : علّت بهتر بودن آن به مناسبت تعيين سرنوشتها در آنست و گرنه هرج و مرج مىشد چنان كه بهتر بودن بيست و هفت رجب به علّت بعثت آن حضرت و بهتر بودن سيزده رجب به علّت ولادت على عليه السّلام است .
هامش
( 1 ) كافى كتاب الصيام بابفِي لَيْلَةِ الْقَدْرِج 4 / 157 .