استغنى : استغناء : طلب بى نيازى « استغنى اللَّه : سأله ان يغنيه » آن در آيه به معنى بىنيازى جستن با بخل است . به نظر راغب استغنا مثل غنى به معنى بىنيازى است .
عسرى : مؤنث اعسر است يعنى : سختتر ، موصوف آن بايد مؤنث باشد مانند طريقه و نحو آن .
تردى : ردى : هلاكت . تردى : قرار گرفتن در معرض هلاكت . « تردى » :
در معرض هلاكت قرار گرفت .
تلظى : لظى : شعلهء خالص . زبانهء آتش . « اللظى : اللهب الخالص » تلظى :
مشتعل شدن . « تلظى » : مشتعل شد .
تولى : تولى چون با « عن » باشد معناى اعراض مىدهد .
يتزكى : زكات : نمو و زيادت . « يتزكى » : پاك مىشود و زيادت پيدا مىكند .
وجه : چهره . و نيز به معنى ذات شىء و نفس شىء آيد چنان كه در مصباح فيومى ، صحاح جوهرى ، قاموس فيروزآبادى ، مفردات راغب و اقرب الموارد تصريح شده است ، مفسران وجه اللَّه را ذات اللَّه تفسير كردهاند . غرض از ابتغاء وجه اللَّه ، طلب رضاى خداست .
شرحها
اين سوره در زمينه انفاق در راه خدا و كمك رسانى به خلق خداست و نيز در بيان بخل و امساك مىباشد و روشن مىكند كه خدا انفاقگر را توفيق مىدهد تا عمل خود را به آسانى و با طوع و رغبت انجام دهد و بر او سنگينى نداشته باشد امّا انسان مكذب و بخيل در وضعى و حالتى مىافتد كه كار نيك بر او ثقيل و سنگين باشد و از مالى كه اندوخته نتواند كسب آبرو كند . بالاخره اولى كار را