11 - چون به هلاكت مشرف شود مالش او را بىنياز نمىكند
12 - هدايت انسانها بر عهدهء ما است
13 - آخرت و دنيا ملك ما است
14 - شما را از آتشى مشتعل بيم مىدهم
15 - كه به آن جز شقىتر داخل نمىشود
16 - شقىترى كه حق را تكذيب كرده و از آن اعراض نموده است
17 - پرهيزكارتر به طور حتم از آن دور مىشود
18 - كسى كه مال خويش را انفاق مىكند و مىخواهد كه پاك شود
19 - كسى را نزد او نعمتى نيست كه پاداش داده شود
20 - ليكن براى طلب رضاى پروردگارش انفاق نمىكند
21 - به زودى از پاداش خدا خوشنود مىشود
كلمهها
يغشى : غشى : پوشاندن و فراگرفتن « غشيه الامر : غطاه » .
تجلى : تجلى : آشكار شدن . جلو ( بر وزن عقل ) : آشكار شدن و آشكار كردن .
شتى : شت و شتات و شتيت : پراكنده شدن و پراكنده كردن . شت و شتيت وصف نيز آمده است به معنى متفرق و پراكنده جمع اولى اشتات و جمع دومى شتى است مثل مريض و مرضى .
نيسره : يسر ( بر وزن قفل ) : آسانى . تيسير : آسان كردن نيسره : آسان مىكنيم او را يعنى توفيق مىدهيم به او چنان كه در مجمع و كشاف گفته است .
يسرى : مؤنث ايسر است يعنى : آسانتر ، موصوف آن بايد مؤنث باشد مانند : طريقه ، طاعت و شريعت .