گويد : از حضرت رضا صلوات اللَّه عليه شنيدم كه در تفسير
وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى
فرمود : مردى در باغ مردى ديگر درخت خرمايى داشت و صاحب باغ را اذيت مىكرد ، او به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله شكايت كرد ، حضرت صاحب درخت را خواست و فرمود : آن درخت را به من بده در مقابل درخت خرمايى در بهشت ، او قبول نكرد .
مردى از اهل مدينه كه او را ابو دحداح مىگفتند پيش آن مرد رفت و گفت : درخت خرماى خود را به من به فروش در مقابل باغى كه دارم ، او قبول كرد ، ابو دحداح نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمده و گفت يا رسول اللَّه درخت خرماى فلانى را در مقابل باغ خودم خريدم ، حضرت فرمود : براى تو در مقابل آن نخلى است در بهشت خداوند بر رسول خود نازل كرد
وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى
. . . تَرَدَّى
.
طبرسى رحمه اللَّه آن را به نحو مفصلى از اسباب النزول و احدى نقل كرده خازن نيز آن را در تفسير خود مانند طبرسى نقل مىكند ، در تفسير ابن كثير نيز چنين است .
ناگفته نماند : آيات سوره نيز از وقوع قضيهاى حكايت دارد .
5 - مطالب سوره بعد از « كلمهها » خواهد آمد .