مىداند كه هر چه براى خدا انجام دهد بى پاداش نخواهد بود و هر گرفتارى كه در راه خدا پيش آيد سبب رفعت مقام او است ، پس قلبش كاملا مطمئن و آرام است .
در اثر اطاعت از خدا و رسيدن به پاداش ، به مقام « راضيه مرضية » رسيده است كه او از خدا و خدا از او خشنود است ( اللهم ارزقنا ) منظور از « عبادى » بندگان خالص خداست كه از پيش گذشتهاند .
خطاب
ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ . . .
شامل وقت مرگ تا رسيدن به بهشت است
وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
راجع به دخول بهشت است ، اضافهء جنت بياء متكلم براى تشريف و عظمت بهشت است ، اين تعبير فقط يك بار در قرآن مجيد آمده است .
ناگفته نماند : ظاهرا منظور از « نفس مطمئنة » در آيه روح انسان است در اين زمينه روايتى در كافى كتاب جنائز نقل شده است :
سدير صيرفى گويد به امام صادق عليه السّلام گفتم : فرزند رسول خدا فدايت شوم آيا مؤمن قبض روح خود را ناپسند مىدارد ؟ فرمود : نه و اللَّه چون ملك الموت براى قبض روح او مىآيد ، جزع و ناله مىكند ، ملك الموت مىگويد : اى دوست خدا ناله مكن به خدايى كه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را برانگيخته است من براى تو از يك پدر مهربان ، نيكوكارتر و مهربانترم كه بالاى سر تو حاضر شود ، نگاه كن ببين .
در اين هنگام رسول خدا ، امير المؤمنين ، فاطمه ، حسن ، حسين ، امامان كه از فرزندان آنها هستند عليهم السّلام بر او ممثل و نمودار مىشوند ، به او گفته مىشود : اين رسول خدا و امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين و امامانند صلوات اللَّه عليهم كه رفقاى تو هستند ، فرمود : چشم خود را باز كرده و نگاه مىكند .
در آن موقع ندا كنندهاى از جانب خداى با عزت روح او را ندا مىكنند يا ايتها النفس المطمئنة كه به محمّد و اهل بيت او مطمئن بودى ارجعى الى ربك