ولى هر دو گروه ، با نعمت و گرفتارى امتحان مىشوند ، نه گروه اول پيش خدا عزيز هستند و نه گروه دوم نزد خدا خوار و ذليل مىباشند . عزت و ذلت بسته به آنست كه چگونه از عهده امتحان بربيايند ، نظير اين دو آيه آيات بسيارى داريم از جمله :
وَ بَلَوْناهُمْ بِالْحَسَناتِ وَ السَّيِّئاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
اعراف / 168 يعنى انسانها با نعمتها و گرفتاريها آزمايش مىشوند :
وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ
انبياء / 35 ، آرى شر و خير هر دو امتحانند . ايضا :
فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ
انعام / 42 ، صريح است در اينكه گرفتارى براى آزمايش و براى بر گشتن به سوى خدا بوده است .
بنا بر آنچه گفته شد : منظور از
فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ
فقر و گرسنگى نيست بلكه عبارت اخراى گرفتارى و مبتلا شدن به بلاهاست و اين جمله در جاى « سيئات - شر - بأساء و ضراء » است و اينكه كسانى در اثر عدم كار و فعاليت و عدم تفكر صحيح گرسنه بمانند و فقير شوند بگوئيم گرسنه ماندن آنها امتحان خدايى است بسيار بعيد است ، تنگ شدن روزى گرسنه ماندن نيست بلكه آنست كه گرفتارى و بلاها نمىگذارد از رزقى كه دارد بهره ببرد و اللَّه العالم .
گرچه سخن مفصل شد ولى باز چند نكته باقى است ، اول اينكه به قرينه
رَبِّي أَكْرَمَنِ
-
رَبِّي أَهانَنِ
ظاهرا مراد از « الانسان » در آيه انسان خداشناس است آيات بعدى در زمينه ارث و مسكين نيز آن را تأييد مىكند اگر منظور انسان مشرك باشد كلمه « ربى » نداى فطرت او است گرچه به زبان انكار مىكند .
دوم : امتحان لازمه زندگى و طريق تكامل در مراحل انسانيت است در صورتى كه از عهدهء آن بربيايد و در تكامل براى اهل عذاب شدن است ، اگر از عهدهاش برنيايد آرى
إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
آل عمران / 178 .
سوم :
فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ
نشان مىدهد كه نعمت دادن يك نوع اكرام ابتدايى