تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
15 - اما انسان ، چون پروردگارش او را امتحان كند ، اكرام نمايد و نعمتش دهد گويد پروردگار من مرا اكرام كرده است . 16 - و اما چون او را امتحان كند و روزىاش را بر او تنگ گيرد ، پروردگارم مرا ذليل گردانيد . 17 - نه ، بلكه يتيم را اكرام نمىكنيد . 18 - بر طعام مسكين يكديگر را تشويق نمىكنيد 19 - ميراث را با حصه ديگران مىخوريد . 20 - مال را به طور افراط دوست مىداريد . 21 - نه ، چون زمين به طور كامل كوبيده شود . 22 - پروردگارت و ملائكه صف صف بيايند . 23 - آن روز جهنم آورده شود ، آن روز اين گونه انسان متذكر مىشود ولى تذكر چه فائده‌اى بر او دارد . 24 - گويد : اى كاش براى اين زندگيم چيزى از پيش مىفرستادم . 25 - آن روز كسى مانند خدا عذاب نمىكند . 26 - و كسى مانند خدا نمىبندد . 27 - اى نفس با اطمينان . 28 - بر گرد به سوى پروردگارت راضى و مرضى 29 - داخل شوميان بندگان من 30 - داخل شو به بهشت من .

كلمه‌ها

قدر : تنگ گرفت . يكى از معانى قدر ، تنگ گرفتن است : « قدر اللَّه عليه الرزق : ضيقه » . اهانن : هون ( بضم - ه ) و هوان : خوارى و ذلت . اهانت : خوار كردن