ناگفته نماند : جواب قسم محذوف است و آن همهء مطالب بعدى است كه در اول « شرحها » گفته شد ، الميزان نيز آن را اختيار كرده است .
6 - 8 -
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ . إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ . الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ
اين سه آيه يكى از شواهد قسمها و يكى از وعدههاى الهى كه در مسير زمان به قوم عاد رسيده است ، ماجراى آنها در بسيارى از آيات قرآن ذكر شده است با بادى سوزان منجمد شده و از بين رفتند .
وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً
حاقه / 6 - 8 . ولى مراد از آيه ظاهرا از بين رفتن شهر آنهاست
أَ لَمْ تَرَ
در آيه به معنى دانستن است كه يكى از معانى « رأى » علم است .
« ارم . . . » عطف بيان است از « بعاد » و تقدير آن : « ا لم تر كيف فعل ربك بارم ذات العماد » مىباشد و اگر اينطور نبود معلوم نمىشد كه آن شهر مربوط به قوم عاد بوده است .
به هر حال آيه صريح است در اينكه شهر ارم شهرى بود كه در آن روزگار شهرى به عظمت و شكوه آن در روى زمين وجود نداشت ، بهشت شداد كه در تفسير اين آيه در تفاسير نقل شده است ، از افسانههاست ، پهلوان اين افسانه كعب الاحبار يهودى و وهب بن منبه است . من مشروح آن را در قاموس قرآن ( ارم ) نوشتهام به آنجا رجوع شود .
9 - 12 -
وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ . وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ . الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ . فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسادَ
اين آيات دومين شاهد قسمها و مقسم بههاى ادله سوره است يعنى قسم به زمان و انسانهايى كه در مسير زمان واقع هستند كه عذاب خدا در كمين طاغيان است .
« و ثمود » عطف است به « عاد » و تقدير آن « الم تر كيف فعل ربك بثمود »