تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
آن عمد ( بر وزن عنق ) آيد . عمد بر وزن شرف اسم جمع است . ثمود : نام قومى است از اعراب ما قبل تاريخ كه در شمال عربستان ( شام ) مىزيسته‌اند صالح عليه السّلام بر آنها مبعوث گرديد با صاعقه از بين رفتند . جابوا : جوب : بريدن . « جاب الثوب جوبا : قطعه » منظور در آن بريدن و تراشيدن سنگ است در آيات ديگر آمده
وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً
شعراء / 149 . الواد : دره . راغب گويد : وادى در اصل به معنى سيلگاه است ، دره را از آن وادى گفته‌اند ، طبرسي كرانهء كوه گفته است به هر حال مراد از آن دره و جلگه‌اى است كه در آن ساكن بودند . اوتاد : وتد : ميخ . جمع آن اوتاد است ، آن در سورهء ص / 12 نيز آمده است ، گويند علّت اين تسميه آن بود كه فرعون چون مىخواست كسى را شكنجه كند او را به چهار ميخ مىكشيد ولى ظاهرا منظور از اوتاد لشكريان ، ساز و برگ وسائل حكومت و مانند آن است كه همچون ميخهايى حكومت او را محكم كرده بودند ( قاموس قرآن ) . صب : صب : ريختن . لازم و متعدى آمده است . سوط : شلاق . كه از پوست بافند ، آن در اصل به معنى آميختن است كه تارهاى شلاق به هم بافته و آميخته است ( راغب ) . مرصاد : رصد : مراقبت كردن . زير نظر گرفتن . به معنى مراقب نيز آيد مرصاد : كمينگاه . اسم مكان است يعنى : محل مراقبت .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 211 | على اكبر قرشى بنابى