كتابهاى ديگر ديده شود .
منظور از « قتل » لعن و رانده شدن از رحمت خداست ، گويى ديگر روحى در او نمانده است تا رحمت و توفيق خدا در او اثر كند . در اقرب الموارد آمده است : « قتل اللَّه الانسان : لعنه » لفظ « النار » بدل است از « الاخدود » ، تقدير آن « قتل اصحاب النار » است اين ظاهرا براى آنست كه ، آن تنها يك كانال نبود بلكه دريايى از آتش بود ، شايد
ذاتِ الْوَقُودِ
نيز اشاره به عظمت و بزرگى آن آتش باشد .
لفظ « هم » راجع به اصحاب اخدود است و دو آيهء بعدى نشان مىدهد كه آنها سوخته شدن مؤمنان را تماشا مىكردهاند .
8 و 9 -
وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
.
اين دو آيه ، علت شكنجه كردن مؤمنان را بيان مىكند يعنى : علت اين شكنجه آن بود كه چرا آنها به خداى توانا و پسنديده ايمان آوردهاند ، خدايى كه سرپرستى آسمانها و زمين در دست اوست و خدايى كه بر هر چيز شاهد و ناظر است ؟ ! ! آرى گناه آنها تنها آن بود كه به خداى توانا و سرپرست جهان و شاهد بر هر چيز ، ايمان آوردند ، پس به چه چيز ايمان مىآوردند ؟ ! ! 10 -
إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذابُ الْحَرِيقِ
اين آيه مآل كار شكنجهگران است ، در عين حال كه وعدهء عذاب مىدهد باز مسأله توبه را عنوان مىكند كه اين گونه اشخاص اگر بخواهند مىتوانند بر گردند ، توبه يكى از درهاى بزرگ رحمت خداست كه انسان تا در دنياست