25 - از شرابى مهر شده خورانده شوند
26 - مهر آن از مشكى است به خصوص ، و در آن سبقت گيرندگان سبقت گيرند .
27 - مخلوط آن از چشمهء تسنيم است
28 - چشمهاى كه مقربون از آن مىآشامند
كلمهها
كتاب : در اصل مصدر است به معنى نوشتن ، ولى به معناى مفعول ( نوشته شده ) به كار رود ، منظور از آن در آيه ظاهرا اعمال مجسم شده است .
ابرار : برّ ( بفتح اول ) : نيكوكار ، جمع آن ابرار است .
عليين : طبرسى فرموده : علّيون به معنى علوّ مضاعف ( چند برابر ) است و براى اظهار تفخيم و عظمت شأن با واو جمع بسته شده و به اولوا العقل تشبيه گرديده است ، علّيون مراتب بالايى است توأم با جلال ، اهل لغت آن را جمع على ( به كسر عين و تشديد لام و ياء ) گفتهاند ولى ظاهرا مفرد مضاعف است .
نعيم : نعمت وسيع و گسترده . مفرد است جمع نيست .
ارائك : اريكه : تخت زينت شده . جمع آن ارائك است .
نضرة : طراوت . زيبايى . « النضرة : الحسن كالنظارة » .
رحيق : راغب رحيق را خمر ، طبرسى شراب خالص ، صحاح شراب صاف گفته است ، اين كلمه فقط يك بار در قرآن مجيد آمده است .
مختوم : مهر شده . ختام » : آنچه با آن مهر مىكنند يا آخرين طعم .
بعضى آن را مهر گفتهاند .
يتنافس : تنافس به معنى مسابقهء دو نفر است در رسيدن به چيز مطلوب .