و تمرد انسان را به تكذيب وادار مىكند .
14 - 17 -
كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصالُوا الْجَحِيمِ ثُمَّ يُقالُ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ
لفظ « كلا » در اول مربوط است به « اساطير » ، يعنى آيات ما افسانهها نيست بلكه اعمال ناشايست كفار قلوبشان را منحرف كرده تا دربارهء آنها چنين گويند .
از اين آيه معلوم مىشود اولا قلوب به حسب طبيعت اولى داراى صفا و نورانيت است كه اگر عوامل ، آنها را منحرف نكند درك توحيد و معاد براى آنها آسان است ، ثانيا : گناهان در قلوب ، نقش مىبندند ، ثالثا آن نقشها از ورود نور ايمان به قلوب ، مانع مىشوند ، در اين زمينه روايتى در نكتهها خواهد آمد .
« كلا » ى دوم شايد به معنى « حقّا » بوده باشد كه يكى از معانى « الا » است و شايد ردع باشد از گناهان ، يعنى بواسطه گناه قلوب خود را از كار نياندازند كه چنين كسان از رحمت خدا در حجاب و حرمان خواهند بود . از امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه در مجمع البيان دربارهء « محجوبون » نقل شده : كه آنها از ثواب و كرامت خدا محرومند . نتيجهء حرمان همان وارد شدن به آتش است ، آن وقت براى شدت توبيخ گفته مىشود : اين همان عذابى است كه در دنيا دروغ حساب مىكرديد « ثم » در اول تراخى در ترتيب كلام است و در دوّم شايد به حسب وقت باشد .
نكتهها
اثرات گناه در قلب : در زمينهء آيهء :
بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ
روايتى از حضرت باقر صلوات اللَّه عليه نقل شده كه قابل