تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
فرموده : شايد مراد از آن ، ظلمانى شدن جرم آفتاب است به طورى كه ظلمت آن را احاطه كند ، زمخشرى گويد : نور آن پيچيده شده و مىرود . ناگفته نماند : تكوير و خاموش شدن خورشيد در حال حاضر يك مسألهء علمى است و دانشمندان بر آن اذعان دارند ، چنان كه در كتاب « معاد از نظر قرآن و علم » مشروحا توضيح داده‌ام « 1 » اگر در كتب نجوم عكس سحابى را ملاحظه كنيد خواهيد ديد كه به طور مار پيچى مىپيچند ، خورشيد چنان كه دانشمندان گفته‌اند از مركزش خاموش مىشود و در آينده قسمت خاموش شدهء آن به قشر ظاهرى منتقل شده و قشر ظاهرى به مركز آن خواهد رفت و آن قهرا به طور مارپيچى خواهد بود كه همان تكوير است و شايد : منظور منقبض شدن آن در اثر خاموشى باشد و اللَّه العالم . به هر حال ماجراى عجيبى است ، وانگهى ، بيان آن در روزگارى كه كسى از آن خبر نداشت . عجيبتر است . غرض از انكدار نجوم ، اگر تاريك شدن آنها باشد ، در اين صورت اگر مراد از آن ثوابت است كه آنها آفتابند و از كثرت فاصله به صورت نقطه‌هاى نورانى ديده مىشوند ، آنها نيز سرنوشتى همچون آفتاب دارند ، و اگر منظور سيارات هستند ، پيداست كه با خاموش شدن خورشيد ، تاريك خواهند گرديد . ممكن است منظور از انكدار پراكنده شدن باشد كه در سوره انفطار خواهد آمد . 3 - 7 -
وَ إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ
هامش
( 1 ) ناگفته نماند مسائل علمى مسائل پايدارى نيستند ، هر آن احتمال هست كه فرضيهء جديدى در جاى آنها بنشيند ، كمك گرفتن از آنها دربارهء قرآن فقط احتمال است .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 100 | على اكبر قرشى بنابى