رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمنَ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارَا « 1 » .
« اى پروردگار من ! مرا و پدر و مادرم را و هركه را با ايمان به خانهء من وارد شود و نيز مردان مؤمن و زنان مؤمن را بيامرز . و ستمكاران را جز به هلاكتشان ميفزاى . »
بدين ترتيب دعاهاى حضرت نوح عليه السلام مجموعهء خواستهها و اهدافى شامل يارى حق و پيروانش ، رويارويى با باطل و طرفدارانش و مسألهء ولايت ( كه آن را از عبارت « به خانهء من وارد شد » استنباط مىكنيم ) و آمرزش گناهان و نيز اصلاح خويشتن را ، در بردارد .
دو - حضرت ابراهيم عليه السلام :
الف - حضرت ابراهيم عليه السلام بتها را در بابل شكست و دراين ميان تنها سلاح او دعا بود ، زيرا خداوند مىفرمايد :
وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُوا رَبِّي عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاءِ رَبِّي شَقِيّاً « 2 » .
« و از شما و آنچه غير خدا مىخوانيد ، كنارهگيرى مىكنم و پروردگارم را مىخوانم و اميدوارم در خواندن پروردگارم بىپاسخ نمانم . »
بدين ترتيب ابراهيم عليه السلام به صفت ( اوّاه ) موصوف شده است . دراين باره در روايت ابى الجارود آمده است كه امام باقر عليه السلام فرمود :
« ابراهيم ، أوّاه و شكيبا بود ، أوّاه يعنى كسى كه در نمازش ، و هنگامى كه در جايى تنها مىباشد ، و به هنگام خلوت كردن با خدا به درگاه او تضرّع و دعا و فروتنى مىكند . « 3 » »
ب - امّا پس از آن كه شهر توحيد را در پيرامون بيتاللَّه الحرام ، بنيان كرد دعا كرد و از خدا دو امر را خواهان شد : امنيّت ( به همهء مفاهيم آن ) و حنفيّت ( دورى ) از بتپرستى كه دو ركن جامعهء نيكبخت مىباشند . پس ، امنيّت ، شالودهء سعادت مادى و حنفيّت ، زير ساز معنوى آن است و به همين سبب خداوند مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - سورهء نوح ، آيهء 28 .
( 2 ) - سورهء مريم ، آيهء 48 .
( 3 ) - بحارالانوار ، ج 90 ، ص 290 ، روايت 9 .