تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
نمىكردند كه خارج شوند و فكر مىكردند كه قلعه‌هايشان از ارادهء خدا مانع مىشود ، خدا از محلى بر آنها آمد كه گمان نمىكردند و بر دلهايشان واهمه انداخت خانه‌هاى خويش را با دست خود و دست مسلمين خراب مىكردند . 3 - اگر خدا بر آنها بيرون رفتن نمىنوشت حتما در دنيا عذابشان مىكرد ، آنها را در آخرت عذاب آتش هست . 4 - اين بدان جهت است كه آنها و رسولش را دشمن داشتند ، هر كه خدا را دشمن دارد ، عذاب خدا سخت است . 5 - هر نخله‌اى كه قطع كرديد و يا بر ريشه‌هاى آن باقى گذاشتيد به اذن خدا بود و تا فاسقان را خوار گرداند .

كلمه‌ها

حشر : جمع كردن . به معنى اخراج نيز آيد : « حشر الناس : اخرجهم من مكان الى آخر » در آيه معنى دوم مراد است . قذف : انداختن . خواه انداختن معنوى باشد چنان كه در آيه و خواه انداختن و گذاشتن حسّى باشد مانند
أَنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ
طه / 39 . جلاء : انتقال از ديار و وطن به علّت گرفتاري و بلا . شاقوا : مشاقه . مخالفت و دشمنى ، آن از « شق » است كه هر يك از خصمين در طرفى واقع مىشوند . لينة : نخله ، طبرسى فرموده : گويى نوعى از نخله است آن از مادهء لون يا لين ( نرمى ) است به علّت نرمى ميوه‌اش .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 85 | على اكبر قرشى بنابى