شرحها
در اين آيات براى تبرئه كردن رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و مسلمانان مىفرمايد :
خدا يهود بنى نضير را اجلاء و اخراج كرد ، شما فكر مىكرديد كه خارج نخواهند شد و آنچه از نخلهاى آنها قطع گرديد به اذن خدا بود و اگر اخراج نمىشدند بلاى ديگرى به سراغ آنها مىآمد ، زيرا كه با خدا و رسولش بناى دشمنى نهادند ، هر كس چنين باشد دچار خشم خدا خواهد گرديد ، در آخرت نيز در عذاب خدا خواهند بود
فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ
و چون همه اينها مطابق حكمت و مصلحت بوده است ، لذا سوره با
سَبَّحَ لِلَّهِ . . .
شروع شده و با
يُسَبِّحُ لَهُ ما فِي السَّماواتِ . . .
ختم گرديده است .
1 -
سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
.
اين آيه عينا همانست كه در اول سوره حديد گذشت با اين فرق كه در آنجا به جاى
وَ ما فِي الْأَرْضِ
كلمه « و الارض » بود ، تناسب اين آيه كه سر خطّ سوره است با مطالب بعدى آنست كه : اجلاء بنى نضير و اجلاء بنى قينقاع و امثال آن همه از روي مصلحت و حكمت بوده و منزه بودن خداوند و عزت و حكمتش مقتضى اين جريانها بوده است ، در رابطه با « سبح للَّه » و مراد از تسبيح در اوّل سوره حديد صحبت شد به آنجا رجوع شود .
2 -
هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ دِيارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ . . .
.
منظور آنست كه اخراج آنها توسط رسول خدا ، مطابق فرمان خدا بوده است گر چه آنها ناراحت شدند ، حتى زنان و كودكان بىتقصير نيز از گرفتارى مصون نماندند ولى چارهاى جز آن نبود ، مصلحت جامعه توحيدى و پياده كردن حاكميت