حقائق و باطن انسانها مكشوف گرديده است ، سوگند نفعى به حال آنها نخواهد داشت .
و به حكم
أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْكاذِبُونَ
توجهى به سوگند دروغ آنها نخواهد شد ، جلو افتادن « هم » براى حصر كلام آنها در كذب است .
19 -
اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ
.
يعنى : شيطان به آنها چيره شده و خدا را از يادشان برده است
أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ
هم براى حصر آنها در خسران مىباشد .
20 -
إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ فِي الْأَذَلِّينَ
.
تعليل « خاسرون » است يعنى علّت خاسر بودن آنست كه معاندين خدا و رسول در زمرهء ذليلان خلق خدا هستند ، منافقان نيز فردى از اين كلّى مىباشند .
21 -
كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ
.
اين آيه توجيه و تعليل مطالب فوق است ، يعنى : به عذاب رفتن منافقان و مغضوب شدن كفار و ذليل شدن معاندين خدا و رسول براى آنست كه : خدا براى خود و رسولانش غلبه را حتمى فرموده است .
اين غلبه شامل غلبه با دليل ، غلبهء طبيعى با هلاك كردن كفار و غلبه با طبيعت ايمان است ، خدا و پيامبرش به هر حال غالب مىشوند هم با دليل و هم با هلاكت كفار نظير قوم لوط ، عاد و ثمود و هم با پيشرفت پيامبر و پياده شدن حاكميت اللَّه ، مثل زمان موسى و حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله .
طبيعت ايمان يك طبيعت پيروز است
وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
آل عمران / 139 ، اصحاب پيامبران با از دست دادن نيروى ايمان و نيت خالص ، به قهقرى برگشتند و گرنه در ايمان ، شكست وجود ندارد .
22 -
لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ