يعنى كمتر از ثلاثه و خمسه .
أَيْنَ ما كانُوا
حاكى است كه خدا را مكانى از مكانى باز نمىدارد جملهء
يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ . . .
نشان مىدهد كه منظور از بودن خدا با هر كس و هر گروه ، احاطه علمى است نه حضور وجودى او ، و اين با نهى از نجوى تناسب دارد . در عين حال مىدانيم كه خدا در همه جا حضور وجودى دارد :
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
بقره / 115 .
« مع كل شيء لا بمقارنة و غير كل شىء لا بمزايلة »
/ نهج البلاغه خطبهء اول .
ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
قسمت اول نتيجهء بودن خدا با هر ثلاثة و خمسه و قسمت دوم تعليل آنست .
8 -
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوى ثُمَّ يَعُودُونَ لِما نُهُوا عَنْهُ وَ يَتَناجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِيَةِ الرَّسُولِ
ظهور « الذين » در منافقان و مسلمانان مريض القلب است ، « يعودون » نشان مىدهد كه به نهى سابق اهميت نداده و به نجوى ادامه مىدادهاند تا اين آيه نازل شده است .
به نظر مىآيد :
وَ يَتَناجَوْنَ . . .
تعليل نهى از نجوى است يعنى : علّت نهى آنست كه نجواى آنها شامل گناه و عدوان و عصيان رسول است .
اثم شامل مىشود به گناه شخصى مانند شرب خمر ، ترك صلوة ، دروغ گفتن و نظير آن ، عدوان در رابطه با حقوق ديگران و جامعه است ، اين هر دو معصيت خدا هستند ، اما معصيت رسول درباره اوامر و نواهى اوست كه از روى ولايت و درك خويش صادر مىكند نه اينكه از جانب خدا نازل شده باشد .
در مجمع فرموده : حمزه ( كه يكى از قارئان است ) « يتناجون » را « ينتجون » خوانده است ، شاهد قرائت حمزه آنست كه به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله