8 - آيا نگاه نكردى به آنان كه از نجوى نهى شدهاند ، سپس به آنچه نهى شدهاند بر مىگردند جلسه مىكنند با آنچه گناه و تجاوز و مخالفت پيامبر است و چون پيش تو آيند تو را تحيت گويند به طريقى كه خدا تحيت نگفته است ، و در ضمير خويش مىگويند :
چرا خدا به گفتهمان عذابمان نمىكند ، جهنم براى آنها كافى است . . .
9 - اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، چون جلسه سرى مىكنيد با چيزى كه در آن گناه و تجاوز و مخالفت پيامبر است نجوى نكنيد ، نجوى كنيد با آنچه در آن نيكويى و تقوى هست . . .
10 - نجواى منافقان از شيطان است تا اهل ايمان را محزون كند ولى هيچ چيز ضررشان نمىزند ، مگر به اذن خدا ، مؤمنان بر خدا توكل كنند .
كلمهها
نجوى : گفتگوى پنهانى . سخن پنهاني . مصدر و اسم هر دو آمده است « نجأ فلانا نجوا و نجوى : ساره » ، تناجى نيز به همان معنى است .
حيوك : تحيت هر دعا و ثنا و تعارفي است كه شخص در روبرو بودن با شخص ديگر بر زبان مىآورد و آن در اصل مصدر « حياك اللَّه » است .
نظر به اصل ماده به معنى زنده نگه داشتن است .
حسبهم : حسب ( بر وزن عقل ) : كفايت . گويى ميان كفايت كننده و كفايت شده حسابى وجود دارد كه اين ماده به معنى كفايت آمده است .
شرحها
چهار مطلب در اين آيات در نظر است ، اول : احاطه علمى خدا به حال بندگان ، و آن مقدمه است بر مطلب بعدى كه منافقان و كفار بر عليه خدا و رسول