شرحها
در آخر سوره در اين آيات دو تا مطلب مطرح است اول اينكه انسان گمان نكند كه به سر خود رها شده و بدون تكليف و حساب و كتاب است ، بلكه از همان حالت نطفه بودن طبق نظام خدايى تعقيب مىشود و پيش مىرود و اين نظم بهت آور نمىتواند بىهدف باشد .
دوم : استدلال بر معاد است از راه قدرت خدا ، يعنى خدايى كه به خلقت اولى قدرت دارد ، خلقت دوّم نيز از قدرت او خارج نيست ، اين يكى از راههاى استدلال به معاد است كه در آخر سورهء حجر توضيح داده شد .
36 -
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً
.
استفهام براى تعجب است يعنى انسان فكر نكند كه بىهدف آفريده شده است و به طور مهمل به سر خود رها گرديده است تكليفى و آخرتى و حسابى ندارد ؟
چنان كه گمراهان مىگويند ، اين نظير :
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ
است و مقدمه استدلال بر معاد مىباشد .
37 - 39 -
أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى ثُمَّ كانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى
.
در اين آيات سير نطفه در شكم مادر تا پرداخته شدن و تا به صورت پسر و دختر در آمدن ذكر شده است ، منظور آنست كه اگر كسى در اين جريان دقت كند خواهد ديد انسان بىهدف و عبث آفريده نشده است و از آفرينش او هدف بزرگى در كار مىباشد ، يك قدرت بزرگى او را به سوى آن هدف مىراند ، مخصوصا مسئله نر و ماده بودن كه از اسرار عجيب خلقت است .
نظير اين است آيه
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ