از ابن عباس و مجاهد و ابو صالح نقل شده است .
در الميزان فرموده : سوره همهاش مدنى است و يا صدر آن بيست دو آيه مدنى و بقيه مكى است ، روايات اهل بيت عليهم السّلام بر مدنى بودن متفق است و روايات اهل سنّت در اين خصوص مستفيض مىباشد وانگهى در مكه از اسير و نذر خبرى نبود حال آنكه سوره صريحا از نذر و اسير نام مىبرد .
نگارنده گويد : علامه امينى در الغدير ج 2 ص 107 - 111 نزول آيات را در بارهء اهل بيت عليهم السّلام از سى و چهار كتاب معروف اهل سنت نقل كرده است ، لذا در مدنى بودن سوره شكى نيست .
شأن نزول
5 - زمخشرى در كشّاف نقل كرده ابن عبّاس گويد : حسن و حسين عليهما السّلام مريض شدند ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با جمعى به عيادت آن دو آمدند ، گفتند : يا ابا - الحسن بهتر است براى شفاى فرزندانت نذرى بكنى ، على و فاطمه و كنيزشان فضه نذر كردند كه اگر خدا به آن دو شفا دهد ، سه روز ، روزه بگيرند ، آن دو از مرض شفا يافتند چيزى در خانه آنها نبود .
على عليه السّلام از شمعون خيبرى سه صاع جو قرض كرد ، فاطمه عليهما السّلام يك صاع آن را آرد كرد و پنج قرص نان پخت ، آنها را پيش خود گذاشتند تا افطار كنند ، سائلى آمد و گفت السّلام عليكم يا اهل بيت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله من مسكينى از مساكين مسلمانانم مرا اطعام كنيد ، خدا شما را از مائدههاى بهشتى اطعام نمايد ، همهء طعام را به او دادند و جز آب نچشيدند و فردا را نيز روزه گرفتند ، شب چون طعام را پيش خود گذاشتند يتيمى بر سر آنها ايستاد ، او را بر خود مقدم داشتند در شب سوم اسيرى بر آنها وارد شد ، مانند گذشته طعام را به او دادند .
چون صبح كردند على عليه السّلام دست حسن و حسين عليهما السّلام را گرفت و محضر