20 - سپس بميرد چطور چنان اندازهگيرى كرد .
21 - سپس نگاه كرد .
22 - سپس قيافه درهم كشيد و اظهار كراهت كرد .
23 - سپس اعراض كرد و خود بزرگ بينى نمود .
24 - و گفت . نيست اين مگر سحرى كه از ديگران نقل مىشود .
25 - نيست اين مگر سخن بشر .
26 - حتما او را داخل مىكنم به سقر .
27 - و چه ميدانى سقر چيست ؟
28 - نه باقى مىگذارد و نه ترك مىكند .
29 - تغيير دهنده بشرههاست .
30 - بر آن نوزده نفر مأمورند .
كلمهها
نقر : نقر : كوبيدن ، مانند كوبيدن طبل . ناقور : چيزى كه در آن مىكوبند براى ايجاد صدا . منقار نيز از آنست طبرسى در معنى ناقور فرموده : « من شأنه ان ينقر فيه للتصويت » .
عنيد : عناد آنست كه دانسته و از روى تكبر از قبول حق امتناع كند .
« عند عنودا : خالف الحق و رده عارفا به » .
ارهقه : ارهاق : عاجز كردن به زور و نيز : احاطه با زور .
صعود : گردنهاى كه بالا رفتن از آن صعب و سخت است .
عبس : عبوس : ترشرويى و قيافه درهم كشيدن در مجمع البيان فرموده :
« عبس يعبس عبوسا : اذا قبض وجهه » عبوس وصف نيز آيد نظير يوما عبوسا قمطريرا » دهر / 10 بسر : بسور : شروع كراهت در چهره . اصل آن به معنى سرعت است