تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
16 - و اگر در طريقه حق استقامت مىكردند هر آينه آب زيادى به آنها مىنوشانديم . 17 - تا در آن امتحانشان كنيم و هر كه از ياد خدايش اعراض كند ، او را به عذاب سختى مىرساند . 18 - و اينكه مواضع سجود براى خداست ، عبادت نكنيد جز خدا كسى را . 19 - و چون بندهء خدا به پا خاست و خدا را مىخواند نزديك بود بر اطراف او متراكم شوند 20 - بگو : خدايم را پرستش مىكنم و كسى را به او شريك قرار نمىدهم . 21 - بگو : من براى شما مالك ضررى و نفعى نيستم . 22 - بگو : كسى مرا از عذاب خدا پناه نمىدهد و جز او پناهگاهى پيدا نمىكنم . 23 - مگر تبليغ از خدا و پيامهايش ، هر كه خدا و رسولش را عصيان كند ، او راست آتش جهنم جاويد هستند در آن ، پيوسته . 24 - تا چون عذاب وعده شده را به بينند ، مىدانند كيست ضعيفتر در كمك و كمتر در عدد 25 - بگو نمىدانم آيا نزديك است عذابى كه وعده مىشويد يا خدايم براى آن مدتى قرار مىدهد : 26 - او داناى غيب است به غيب خويش كسى را مطلع نمىكند . 27 - مگر كسى را كه از او راضى شود از رسولان ، كه وارد مىكند در پيش و پس آن رسول محافظانى . 28 - تا آشكار كند كه ابلاغ كرده‌اند پيامهاى خدايشان را ، و احاطه دارد به آنچه در نزد آنهاست و عدد هر چيز را تا آخر شمرده است .

كلمه‌ها

غدق : آب زياد . « الغدق : الماء الكثير » ابن اثير در نهايه گويد : مغدق ( بفتح دال ) بارانى است كه دانه‌هاى آن درشت باشد ، اين كلمه فقط يك بار در كلام اللَّه يافته است . صعد : ( بر وزن شرف ) : گردنه . و استعاره از هر كار سخت است ، ايضا مصدر است به معنى صعود و بالا رفتن در آيه به معنى سخت و شديد