تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
12 -
وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَ لَنْ نُعْجِزَهُ هَرَباً
اهل تفسير گفته‌اند : ظن در آيه به معنى يقين است ، منظور از عاجز كردن در زمين ، مقاومت در برابر ارادهء خداوند و تغيير كارهاى اوست و عاجز كردن در فرار ، خارج شدن از چنگ اوست ، ظاهرا جن اين عقيده را بعد از استماع قرآن پيدا كرده‌اند . 13 -
وَ أَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدى آمَنَّا بِهِ فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلا يَخافُ بَخْساً وَ لا رَهَقاً
منظور از هدى آيات قرآن است به عنايت سبب بودن آن به هدايت . بخس آن است كه خدا اجر انسان را كم كند : رهق پوشاندن با عذاب و مكروه است ، يعنى در ايمان ، ايندو كار نيست مراد از آيه آنست كه ما چون قرآن را شنيديم بلافاصله ايمان آورديم ، چون هر كه به آن ايمان آورد به خدا ايمان آورده و هر كه به خدا ايمان آورد از بخس و رهق ترسي ندارد . در روايات اهل بيت صلوات اللَّه عليهم ، هدى به ولايت تفسير شده و آن از باب تطبيق است . 14 -
وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولئِكَ تَحَرَّوْا رَشَداً
اين آيه و آيه بعدى يك خبر و نتيجه ايمان و كفر است يعنى گروهى از ما مسلمان و تسليم امر خدا و گروهى منحرف از حق و كافر مىباشند ، مراد از قاسطون به قرينه مسلمون كفار است . طبرسى فرمايد : « القاسط هو العادل عن الحق و المقسط العادل الى الحق »