كه آنها بر خدا دروغ نمىبندند و آنچه مىگويند راست مىگويند ولى بعد از شنيدن قرآن ، حقيقت بر آنها واضح شده است .
6 -
وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً
.
اين يك مطلبى است كه جن از آن خبر داده و آن را محكوم كردهاند ، زيرا اين عمل شرك است و آنها قول دادند كه هرگز شرك نياورند لازم بود آن را نيز محكوم كنند ، اين خرافه بدان طريق بود كه چون مردى از عرب در سفر به بيابانى نازل مىشد مىگفت : من به عزيز اين بيابان از شرّ ابلهان قومش پناه مىبرم ، و عقيده داشتند كه جن آنها را حفظ مىكند ، اولين كسى كه به جن پناه برد قومى از يمن بود سپس بنو حنيفه اين كار را كرد آن گاه در عرب شهرت يافت .
به نظر بعضى تقدير آن چنين است « كان رجال من الانس يعوذون برجال من اجل الجن » يعنى مردانى به مردانى از شر جن پناه مىبردند . ولى اين درست نيست .
در تفسير قمى از زراره از حضرت باقر صلوات اللَّه عليه نقل شده كه فرمود :
مردى پيش كاهنى كه شيطان ( جن ) به او چيزى القا مىكرد ، مىرفت و مىگفت :
به شيطان بگو كه فلانى به تو پناه آورده است . ( تفسير برهان ) فاعل « فزادوا » اگر انس باشد منظور آنست كه : انس در اين پناه بردن .
بر طغيان جن افزودند ، زيرا جن گمان كردند كه كارهاى هستند و شايد منظور به عكس اين معنى باشد .
7 -
وَ أَنَّهُمْ ظَنُّوا كَما ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَداً
خطاب است از جن به قوم خودشان ، ضمير « انهم » راجع به انس است يعنى شنوندگان قرآن به قوم خويش گفتند : مشركان انس مانند شما گمان