تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
آنهاست كه تا آن موقع عقيده داشته‌اند چنان كه از
يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ
معلوم مىشود ، دربارهء « جن در نكته‌ها سخن خواهيم گفت . 2 -
يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً
. معلوم مىشود كه آنها مشرك بوده‌اند و به قرآن ايمان آورده و قول داده‌اند كه احدى را به خدا شريك قرار ندهند . منظور از رشد ، كمال و رسيدن به واقع است . 3 -
وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً
. معلوم مىشود كه مانند مشركان عرب در ميان جن شايع كرده بودند كه معاذ اللَّه خدا زن و فرزند دارد ، آنها با شنيدن آيات قرآن دانسته‌اند كه اين نسبت غلط است لذا گفته‌اند : خدا برتر از آنست كه چنين باشد ، نظير :
سُبْحانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ
نساء / 171 ، ضمير در « انه » براى شأن است يعنى مطلب و واقع اين است كه . . . . 4 -
وَ أَنَّهُ كانَ يَقُولُ سَفِيهُنا عَلَى اللَّهِ شَطَطاً
. منظور از شطط و قول باطل ، همان زن و فرزند داشتن خداست و آنها را كه اين باطل را رواج داده بودند ، بعد از شنيدن قرآن ابله خوانده‌اند . مراد از « سفيهنا » ظاهرا گذشتگان جنّ هستند ، به نظر بعضى منظور از آن ابليس مىباشد . 5 -
وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِباً
. به نظر مىآيد كه آنها به سفيهان خود حسن ظن داشته و فكر مىكرده‌اند 1 - در مجمع فرموده : مختار كسر « انه » است زيرا آن عطف است بر
إِنَّا سَمِعْنا
يعنى « و قالوا انه تعالى جد ربنا » فراء گويد : فتح آن به علت عطف به مجرور در
فَآمَنَّا بِهِ
است يعنى « فامنا به و آمنا بانه تعالى جد ربنا » در آيات بعدى نيز اين دو اعتبار در نظر است .