كلمهها
خسار : خسر ، خسران و خسار : ضرر و زيان ، به معنى ضلالت نيز آيد .
نظير :
وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً
.
كبار : مبالغهء كبير است ، با تشديد و تخفيف هر دو خواندهاند « الكبار :
مبالغة في الكبير » .
ودا : ود ، سواع ، يغوث ، يعوق و نسر ، نام بتهاى قوم نوح عليه السّلام است .
لا تذر : و ذر : ترك كردن ، انداختن از روى بىاعتنايى . از اين ماده ، ماضى ، مصدر و اسم فاعل به كار نرفته است « لا تذر » : ترك نكن .
ديار : ساكن دار . راغب گويد : مبالغه نيست و گرنه گفته مىشد دوار در مجمع از زجاج نقل كرده گويند « ما بالدار ديار » يعنى در خانه كسى نيست كه در زمين بگردد .
كفار : مبالغهء كافر است .
تبار : هلاكت ، « التبار : الهلاك » .
شرحها
در آيات فوق اولا بقيهء شكايت آن حضرت نقل شده كه به خدا عرضه مىدارد :
خدايا اينان مرا مخالفت كرده و از سران مشركان اطاعت نمودند و آنها امرشان كردند تا در پرستش بتها باقى بمانند ، آن گاه خدا فرمايد كه : آنها در اثر گناهان غرق و هلاك شدند .
ثانيا : دو دعا از نوح عليه السّلام نقل مىكند يكى دربارهء مشركان كه گفت :
خدايا احدى از اينها را باقى مگذار ، ديگرى در بارهء مؤمنان از اصحاب خود