مراد از « يفتدي » عوض دادن است .
12 - 14 -
وَ صاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيهِ
يعنى دوست مىدارد اينها را هم بدهد و نيز دوست مىدارد همه انسانها را به جاى او عذاب كنند و او نجات يابد . « تؤويه » يعنى اقوامى كه در شدايد به او پناه مىدهند . ضمير « ينجيه » راجع به فداء و عوض است كه از « يفتدى » فهميده مىشود .
15 - 18 -
كَلَّا إِنَّها لَظى نَزَّاعَةً لِلشَّوى تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى وَ جَمَعَ فَأَوْعى
حرف « كلا » ردع تمنّى نجات است ، ضمير « انها » راجع به آتش مىباشد آتش جهنم با سه وصف توصيف شده است ، « لظى » حكايت از اشتعال دائمى آن دارد ، مراد از
نَزَّاعَةً . . .
شايد اشاره به احاطه آن از همه طرف باشد ، نظير
ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها
كهف / 29 ،
تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ . . .
حكايت از شعور و احساس آتش دارد كه ذيل آيه :
إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ . . .
فرقان / 12 گذشت .
يعنى : آتش جهنم مىخواند آن كس را كه به دعوت انبياء پشت كرده و از بندگى حق اعراض نموده و اموال را ذخيره كرده و در راه حق و تأمين بيچارگان خرج نكرده است . معلوم مىشود يكى از عوامل آتش ، ذخيره كردن اموال و بىچاره گذاشتن مردم است ، هر چهار آيه مىشود تعليل « كلا » و يا مطلب مستقل باشند .