شرحها
در اين آيات فرموده : سائلى از خدا عذابى را خواست كه آن براى كافران حتمى است ، آن از جانب خدايى است كه براى بندگان مقاماتى قرار داده ، حيف كه عدهاى خود را مشمول عذاب مىكنند .
بدين مناسبت فرموده : ملائكه به سوى خدا عروج مىكنند در روز قيامت ، روزى كه مردم آن را بعيد مىدانند ولى يقينى است ، آن گاه مقداري از وقوع قيامت و احوال مردم ذكر مىشود .
1 و 2 -
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ
آمدن باء در « به عذاب » حاكى است كه « سئل » به معنى دعا و طلب است نظير :
يَدْعُونَ فِيها بِفاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَ شَرابٍ
ص / 51
لِلْكافِرينَ - لَيْسَ لَهُ دافِعٌ
هر دو صفت عذابند ، يعنى : سائلى از خدا عذابى را خواست كه مخصوص كافران است و بر گردى ندارد ، و اگر هم نخواهند باز آمدنى است . در شأن نزول گذشت آن همان نعمان بن حرث است كه گفت : خدايا بر ما سنگ بباران ، معلوم مىشود او با عدم قبول مطلب ، كافر شده است و نيز قرآن كشته شدن او را به حساب نياورده روى حتميت مطلق عذاب صحبت مىكند كه عذاب آخرت باشد .
3 -
مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ
وصف خدا با
ذِي الْمَعارِجِ
ظاهرا براى آنست كه عذاب بندگان براى خدا مقصود بالذات نيست ، بلكه خدا صاحب درجات و مقامات است ، مىخواهد بندگان را به آن درجات بالا ببرد ، بندگان خود با سوء اختيار ، عذاب را به جان مىخرند .
4 -
تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ