تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
مؤمنون / 36 و گرنه بايد بگوئيم كه مشركان به قيامت عقيده داشتند ولى آن را دور مىدانستند آن وقت منظور از « قريبا » محقق بودن است ، زيرا هر چيز محقق قريب است « كل ما هو آت قريب » به عبارت ديگر : آنها قيامت را ناشدنى مىدانند ولى ما محقق مىدانيم . 8 و 9 -
يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ
يوم مىشود ظرف « واقع » باشد و يا متعلق است به « اذكر » مراد از « مهل » حرارت آسمان است در بارهء كوه‌ها در روز قيامت تعبيرات گوناگونى هست كه همه حكايت از دگرگونى و ريز ريز شدن آنها دارند ، نظير
وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا
وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً
،
وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا
منظور از آيه فوق ظاهرا
كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ
است كه در سورهء قارعه خواهد آمد . چون كوه‌ها فعلا رنگارنگ هستند قهرا در حال غبار بودن نيز رنگ خود را از دست نخواهند داد . 10 -
وَ لا يَسْئَلُ حَمِيمٌ حَمِيماً
علت اين آنست كه هر كس به فكر خويش خواهد بود
لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ
عبس / 37 يعنى : « لا يسئل حميم حميما عن حاله » . 11 -
يُبَصَّرُونَهُمْ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ
ضمير « هم » راجع است به « حميمها » كه از آيهء سابق فهميده شد ، تبصير ارائه و نشان دادن است ، يعنى دوستها و اقوام به يكديگر نشان داده مىشدند ولى باز كسى از حال كسى نمىپرسد ، گويى كسى سؤال مىكند ، : اينكه دوست از دوست سؤال نمىكند آيا يكديگر را مىبينند يا نه ؟ « لو » به معنى تمنى ( اى كاش ) است ، نعوذ باللّه عذاب طورى خواهد بود كه انسان خواهد گفت : اى كاش به جاى من پسران عزيز مرا بسوزانند و من رها شوم
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 336 | على اكبر قرشى بنابى