ظاهر آنست كه با آيه
فَذَرْنِي وَ مَنْ يُكَذِّبُ . . .
مطلب گذشته عوض گرديده است ، در گذشته سخن از نفى مساوات مسلمين با مجرمين بود ، اما در اين آيات سخن از مطلق تكذيب و جواب آنست .
47 -
أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ
ظاهرا منظور دانستن احكام خدا و بىنيازى از رسالت آن حضرت است ، يعنى آيا تو از آنها مزد مىخواهى كه رسالت را تكذيب مىكنند يا علم غيب خدايى نزد آنهاست و احكام را از آنجا دريافت مىكنند و مىنويسند و از رسالت تو بىنياز مىشوند ؟ ! 48 -
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ
معلوم مىشود : انكار و لجاجت مشركان آن حضرت را سخت ناراحت مىكرده است كه خدا هشدار مىدهد : مبادا كاسه صبرت لبريز شود ، منظور از صاحب حوت يونس عليه السّلام است كه به شكم ماهى افتاد ، مراد از « نادى » همانست كه در سوره انبياء گذشت
فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
/ 87 ، او در وقت آن ندا پر از اندوه و ندامت بود .
49 -
لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ
منظور از تدارك نعمت ، قبول توبه او در شكم ماهى بعد از
لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ
است يعنى اگر توبهاش قبول نمىشد به طور مذموم به بيرون انداخته مىشد ولي قبول توبهاش باعث شد كه به طور مذموم انداخته نشود ، چنان كه
فَاجْتَباهُ رَبُّهُ
در آيه بعدى آن را بيان مىكند .
ناگفته نماند : آيه :
فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
صافات / 144 حاكى است كه يونس قبل از افتادن به شكم ماهى از مسبحين بود ، اين عمل باعث شد كه او در شكم ماهى نماند و گرنه مقتضاى قهر كردنش