تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
كفار و تحمل رنجها استقامت نمايد ، مبادا مانند يونس عليه السّلام باشد كه كاسه صبرش لبريز شد و از امت خويش قهر كرد و آن بلا بسرش آمد ، در آخر براى بر حذر كردن آن حضرت فرموده : كفار چنان بر تو غضبا كند كه مىخواهند با نگاه خويش تو را به زمين بزنند ، با آنكه گفته تو جز تذكر و بيدارى نيست ، 44 -
فَذَرْنِي وَ مَنْ يُكَذِّبُ بِهذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ
قسمت اول تهديد مشركان و تسليت رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله « ذرنى » كنايه از آن است كه من براى عذاب آنها كافى هستم ، منظور از « الحديث » قرآن مجيد است استدراج آنست كه خدا به آنها نعمت دهد و آنها طغيان كنند تا به تدريج شقاوتشان حتمى و عمرشان تمام شود . در تحف العقول از امام حسين عليه السّلام نقل شده فرمود : استدراج از خداوند سبحان آنست كه نعمت بنده را فراوان كند و توفيق شكر را از او سلب نمايد ،
لا يَعْلَمُونَ
حاكى است كه خود را در سعادت مىدانند حال آنكه به شقاوت نزديك و نزديكتر مىشوند . 45 -
وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ
يعنى مهلت آنها دليل غافل بودن خدا نيست ، بلكه سنت خدايى همان مهلت است تا براى توبه و تجديد نظر وقت داشته باشند و يا شقاوتش به تدريج حتمى شود ،
إِنَّ كَيْدِي . . .
حاكى از حتميت عذاب است . 46 -
أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ
يعنى تكذيبشان بىجاست زيرا اگر تو از آنها مزدى مىخواستى مىشد كه بگويند : دوستى مال او را به اين گفتار وا داشته است نكره بودن « مغرم » حكايت از بزرگى و سنگينى دارد ، يعنى آيا از غرامت سنگين احساس سنگينى مىكنند ؟