آن بود كه پيوسته در شكم ماهى بماند .
از طرف ديگر ، توبه و تسبيحش در شكم ماهى سبب شد كه مذموما به بيرون انداخته نشود ، على هذا منافاتى در بين آيات نيست .
50 -
فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ
يعنى در اثر توبه ، اين دو كرامت به او عطا گرديد ، و در حال ممدوح به بيرون انداخته شد ، « فاجتباه » حاكى است كه با از شهر رفتن ، نبوت از او سلب شده است ، خدا مجددا رسالت را به او بر گردانيد ،
فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ
مبين آن است كه قبول توبهاش ، گذشتهها را از بين برده است .
مشروح حالات يونس عليه السّلام در سوره يونس ، انبياء و صافات گذشت و در قاموس قرآن مشروحتر آمده است و در آن محلها گفتهايم كه عمل آن حضرت ترك اولي بوده نه كار حرام ، او فكر كرد حالا كه حرفش را قبول ندارند برود و در جاى ديگر تبليغ كند ولى صلاح آن بود كه چنين كارى نكند و او فكر مىكرد كه خدا بر او سخت نخواهد گرفت ، چنان كه از
فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ . . .
انبياء / 87 معلوم مىشود .
51 -
وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ
گويى اين آيه براى بر حذر كردن آن حضرت است كه متوجه شدت عداوت دشمنانش باشد و نيز بداند به چه علّت او را ديوانه مىخوانند « ان » مخفف از ثقيله است ، تقدير آن « انه يكاد » مىباشد ،
لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ
يعنى با چشمشان و نگاهشان تو را به زمين بكوبند و هلاك كنند .
در مجمع البيان فرموده : منظور از آن به اجماع مفسران ( بد نظرى ) و ساقط كردن با نگاه است .
وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
يعنى از شدت عداوتشان چنين مىگويند در اينجا راجع به ( نظر بد )