لئيم معروف به لئامت ، آدم شرور و نانجيب گفتهاند ، ظاهرا منظور لئيم و شرور است .
سنسمه : و سم : علامت گذاشتن « سمه » : علامت .
خرطوم : بينى . از مفردات به دست مىآيد كه در اصل به معنى بينى فيل مىباشد ، استعمال آن در انسان به علت تحقير و تقبيح است ، زمخشرى نيز استعمال آن را در انسان دال بر استخفاف مىداند .
شرحها
در اين آيات مىفرمايد : قسم به قلم و نوشتهها ، تو ديوانه نيستى اين سخنان كه مىگويى از طريق نبوت است و در مقابل اين فشارها پاداش بىپايان خواهى داشت و نه تنها ديوانه نيستى بلكه داراى خلق عظيمى از انسانيت و كمال مىباشى با مكذبين نبوت اصلا سازش مكن كه آنها مىخواهند وحى الهى جدّى گرفته نشود و از آدمهاى عارى از اخلاق حسنه دور باش كه ثروت و اولادشان آنها را به تكذيب آيات خدا واداشته است .
1 و 2 -
ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ
.
منظور از « نعمة » نبوت است ، باء به معنى سبب يا مصاحبت مىباشد ، يعنى تو بدليل نبوت پروردگارت ، ديوانه نيستى ، به عبارت ديگر نبوت تو هر گونه جنون و اختلال عقل را نفى مىكند و گرنه خدا به تو رسالت نمىداد ، نظير :
فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ
طور / 28 ، على هذا ،
بِنِعْمَةِ رَبِّكَ
قيد نفى است .
تناسب قسم با مقسم به ظاهرا آنست كه : اگر مشركان قلم به دست گيرند و سخنان تو را بنويسند ، خواهند ديد كه از ديوانه اين سخنان ساخته نيست ،