تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
كيست آنكه در گمراهى آشكار است . 30 - بگو : خبر دهيد ، اگر آب شما در زمين فرو رود كيست كه به شما آب جارى بياورد .

كلمه‌ها

سمع : قوهء شنوايى . منظور از آن جمع است و چون در اصل مصدر است و مصادر جمع بسته نمىشود لذا در قرآن هميشه مفرد به كار رفته است ، به معنى گوش نيز به كار مىرود ، در اقرب گويد : « السمع : حس الاذن و الاذن » . افئده : قلبها . مفرد آن فؤاد است « فاد » به معنى بريان كردن مىباشد قلب را از آن فؤاد گفته‌اند كه در آن دلسوزى هست . ذرءكم : ذرء : آفريدن . طبرسى آفريدن بدون سابقه فرموده است ذريه به معنى نسل و آفريده شده از آن است . زلفة : زلف : نزديك شدن و مقدم گشتن . « زلف زلفا : تقدّم و تقرّب » زلفة در آيه مصدر است به معنى فاعل . تدعون : از باب افتعال به معنى خواستن است ، مراد از آن ظاهرا مبالغه و به شدت خواستن است لذا بعضى آرزو معنى كرده‌اند اصل آن « تتدعون » مىباشد . غورا : غور : فرو رفتن « غار الماء غورا : دخل في الارض و سفل فيها » آن در آيه به معنى فاعل ( غائر ) است . معين : جارى آشكار . ظاهرا ميم اصل كلمه است در لغت آمده « معن الماء : سهل و سال » .