كيست آنكه در گمراهى آشكار است .
30 - بگو : خبر دهيد ، اگر آب شما در زمين فرو رود كيست كه به شما آب جارى بياورد .
كلمهها
سمع : قوهء شنوايى . منظور از آن جمع است و چون در اصل مصدر است و مصادر جمع بسته نمىشود لذا در قرآن هميشه مفرد به كار رفته است ، به معنى گوش نيز به كار مىرود ، در اقرب گويد : « السمع :
حس الاذن و الاذن » .
افئده : قلبها . مفرد آن فؤاد است « فاد » به معنى بريان كردن مىباشد قلب را از آن فؤاد گفتهاند كه در آن دلسوزى هست .
ذرءكم : ذرء : آفريدن . طبرسى آفريدن بدون سابقه فرموده است ذريه به معنى نسل و آفريده شده از آن است .
زلفة : زلف : نزديك شدن و مقدم گشتن . « زلف زلفا : تقدّم و تقرّب » زلفة در آيه مصدر است به معنى فاعل .
تدعون : از باب افتعال به معنى خواستن است ، مراد از آن ظاهرا مبالغه و به شدت خواستن است لذا بعضى آرزو معنى كردهاند اصل آن « تتدعون » مىباشد .
غورا : غور : فرو رفتن « غار الماء غورا : دخل في الارض و سفل فيها » آن در آيه به معنى فاعل ( غائر ) است .
معين : جارى آشكار . ظاهرا ميم اصل كلمه است در لغت آمده « معن الماء :
سهل و سال » .