آمده كه
عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي
كار پيامبران فقط انذار از قيامت بوده است نه تعيين وقت آن .
27 -
فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ قِيلَ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ
.
ضمير « رأوه » راجع به « الوعد » است « سيئت » مجهول « ساء » و منظور از آن ، ظهور آثار اندوه در چهرههاست . آن وقت از طرف ملائكه به مشركان گفته مىشود : اين عذاب همان وعده است كه مىخواستيد . طبرسى « تدعون » را به عجله خواستن معنى كرده است .
و نيز فرموده : « . . .
عن الاعمش قال لما رأوا ما لعلى بن ابى طالب عند اللَّه من الزلفى سيئت وجوه الذين كفروا
» و نيز فرموده :
« عن ابى جعفر عليه السّلام فلما رأوا مكان على من النّبيّ صلّى اللَّه عليه و آله سيئت وجوه الذين كفروا يعنى الذين كذبوا بفضله »
اين گونه روايات يك نوع تطبيق است كه به آن حضرت صلوات اللَّه عليه تطبيق مىشود ، روايت اول از طريق اهل سنت است .
28 -
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَ مَنْ مَعِيَ أَوْ رَحِمَنا فَمَنْ يُجِيرُ الْكافِرِينَ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ
.
گويند : كفار مرگ آن حضرت را آرزو مىكردند كه بعد از مرگ او در كفر خود ثابت بمانند ، در جواب فرموده : من و اصحابم بمانم يا نمانم شما را عذاب حتمى است
أَوْ رَحِمَنا
در اثر تأخير اجل است در اينجا هلاك در مطلق مردن به كار رفته است نه به معنى هلاكت .
29 -
قُلْ هُوَ الرَّحْمنُ آمَنَّا بِهِ وَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْنا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
.
يعنى : بگو آنكه شما را به سوى او مىخوانم خدايى است كه رحمتش به همه جا گسترده است . راه همانست كه به او ايمان آورد و توكل كرد ، به زودى خواهيد