19 - آيا نگاه نكردهاند به پرندگان در بالاى آنها كه بال گشادگانند و بال جمع مىكنند ، جز خدا آنها را كسى نگاه نمىدارد ، او به هر چيز بيناست .
20 - آيا كيست اينكه او براى شما لشكر است و جز خدا ياريتان مىكند ؟ نيستند كافران مگر در فريفته شدن .
21 - آيا كيست اينكه به شما روزى مىدهد اگر خدا روزى خويش را قطع كند ؟ بلكه كفار در عصيان و نفرت ، لجاجت به خرج مىدهند .
22 - آيا پس كسى كه سر به زير راه مىرود هدايت يافتهتر است يا كسى كه ايستاده بر راه راست مىرود ؟ !
كلمهها
ذلول : رام . ذل به كسر اول به معنى رام شدن است ، ناقهء ذلول شتر رام را گويند كه چموش نيست .
مناكب : نكب : عدول « نكب عنه : عدل » منكب : شانه انسان و ناحيهء هر چيز است ، در مجمع فرموده : « منكب كل شىء اعلاه و اصله الجانب » جمع آن مناكب است ، راغب گويد : آن به معنى شانه است ، اطلاقش بر زمين بطور استعاره مىباشد .
نشور : طبرسى فرموده : نشور زندگى بعد از مرگ است « انشره اللَّه :
احياه » نشر در اصل به معنى گستردن و گسترده شدن است .
يخسف : خسف : فرو رفتن و فرو بردن « خسفه اللَّه و خسف هو » .
تمور : مور : جريان سريع . « مار الدم على وجهه » خون بر چهرهاش جارى شد . ظاهرا منظور از آن حركت مار پيچى است « المور :
تردد الشيء بالذهاب و المجيء » ( مجمع ) .
حاصب : حصب : انداختن يا انداختن سنگريزه . حاصب : با دو طوفان ريگ افشان . ( طوفانى كه سنگها را پرتاب مىكند ) .