طبرسى رحمه اللَّه
إِنْ أَنْتُمْ . . .
را كلام ملائكه دانسته است كه به اهل آتش خواهند گفت ، ولى ظاهرا آن تتمه سخن اهل آتش است .
10 -
قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ
بقيه كلام آنهاست ، منظور از « نسمع » شنيدن براى قبول و از « نعقل » فهميدن و جدى گرفتن است ، يعنى بىتفاوت بودن ما در مقابل سفيران خدا ، سبب دخول آتش گرديد و اگر از آنها قبول كرده و آيات حق را تعقل مىكرديم امروز اهل آتش نمىشديم .
در الميزان فرموده : جلو افتادن « نسمع » براى آنست كه عامه مردم آن را به كار مىبرند بر خلاف تعقل كه مال خواص است .
11 -
فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ
يعنى با اين سخن اعتراف كردند كه مقصر بودهاند و اين عذاب نتيجه گناه آنهاست « فسحقا » نفرين است بر آنها ، يعنى : « فاسحقهم اللَّه سحقا » .
12 -
إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ
خشيت در غيب آنست كه خدا را و عذاب را نبيند ولى از آنها بترسد ، آمدن خشيت براى آنست كه مقام ، مقام انذار است . مغفرت براى آنست كه براى دخول به بهشت آماده باشد .
13 -
وَ أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
در استدلال براى همه اين مطلب در اول سوره گفته شد :
بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
تكميل اين استدلال با آنست كه خدا به همه چيزها دانا باشد و گرنه استدلال تمام نخواهد بود ، لذا در اين آيه علم خدا حتى به مكنونات خاطر مطرح شده است ، بنا بر اين آيه
إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ . . .
به حكم جملهء معترضه مىباشد .