ذلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً
چون طلاق دادن و طلاق گرفتن يكى از مراحل حساس زندگى است ، مرد مىخواهد زن را مقصر بداند و بالعكس ، لذا هم در ذيل آيه گذشته و هم در اين آيه ، موعظه و انذار شدهاند تا عدالت و انصاف را مراعات نمايند ،
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ . . .
يك حكم كلى است ، منظور از آن در اينجا آنست كه . اگر تقوى را مراعات كنند ، خدا به مرد زن دلبخواه و به زن مرد دلبخواه نصيب مىكند و يا ميان آنها را التيام مىدهد .
3 -
وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً
منظور از آيه در رابطه با طلاق و مراعات حدود خدا آنست كه : خدا به او از جايى كه به فكرش نمىآيد به او مال و همسر روزى مىكند و اگر در اين كار به خدا توكل كند ، خدا او را كفايت خواهد فرمود و كارش را به جايى كه مىخواهد رسانيد خداوند براى هر شىء اندازهاى روى مصالح معين كرده ، براى اهل تقوى نيز اين وعدهها را معين كرده است .
ولى اگر اين جملات را مستقل در نظر آوريم ، در تمام مراحل زندگى به طور حكم كلى جريان دارند ، اول
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً
نشان مىدهد كه اگر در هر پيشامدى انسان تقواى خدا را عملي كند و از حدود خدايى تجاوز ننمايد بىشك راه فرجى براى او پيش خواهد آمد و اين وعده غير قابل تخلف است :
إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ
،
وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ
جاثيه / 19 .
دوم
وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ
انسان متقى گمان نكند كه از زندگى خويش محروم خواهد شد ، چون زمام همهء امور در دست خداست « ازمة الامور طرا بيده » بنده چون راه تقوا را در پيش گرفت ، خداوند اسباب جهان را طورى