را بدهيد ، در ميان خود به نيكى مشورت كنيد ، اگر يكديگر را به حسرت وا داشتيد زن ديگرى به او شير مىدهد .
7 - تا انسان صاحب وسعت از وسعت خويش انفاق كند و هر كه رزقش بر او تنگ شده انفاق كند از آنچه خدا داده است ، خدا هيچ كس را تكليف نمىكند مگر به قدر آنچه به او داده است خدا به زودى بعد از تنگى آسانى قرار مىدهد .
كلمهها
محيض : حيض و حيض ديدن ، مراد از آن در آيه معناى مصدرى است و نيز ( حيض : خون قاعدگى ) .
اولات : صاحبان . مؤنث « اولو » است ، مفرد آن « ذات » است از غير لفظ خود ، در قرآن فقط دو بار آمده است .
وجدكم : وجد ( بر وزن قفل ) تمكن و قدرت مالى ، آن از وجود و و جدان به معنى پيدا كردن است .
و اتمروا : ائتمار : مشورت كردن و از يكديگر امر خواستن . « ائتمر فلانا :
شاوره » .
شرحها
در آيات چهار گانه فوق چند حكم از احكام طلاق وعده و اولاد مطرح است كه به ترتيب ذكر مىشود :
1 - زنان يائسه در صورت مطلّقه بودن عده ندارند ولى اگر شك شود كه حائض نشدن به علت يائسه بودن و رسيدن زمان يائسگى است يا علت ديگر دارد بايد سه ماه عده نگاه دارند .
2 - زنايى كه در سن « من تحيض » هستند ولى حيض نمىبينند در صورت