2 -
اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
گويى كسى مىپرسد پس چرا مىگويند : تو رسول خدايى . در جواب فرموده : اين سخن را كه به صورت قسم ادا مىكنند براى خود سپر قرار دادهاند تا از مواهب جامعه اسلامى بهرهمند شوند ، در نتيجه از دين خدا اعراض كردهاند .
إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
علّت بد بودن آنست كه ضرر اين كار به خودشان عايد است .
3 -
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ
« ذلك » ظاهرا اشاره به
ساءَ ما كانُوا . . .
است ، به قول بعضى اشاره به شهادت دروغ ، اتخاذ جنّه و صدّ عن سبيل مىباشد ، منظور از « آمنوا » مىشود گفت آنست كه به ظاهر اظهار مىكردند و كفر آنست كه در باطن به رفقاى خود مىگفتند . نظير :
وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ . . .
بقره / 14 ، اين آنست كه اهل تفسير گفتهاند .
ممكن است بگوئيم : منظور از « آمنوا » همان باور و يقين است كه در باطن داشتند زيرا كه منافق ، حق بودن دين را مىداند النهايه به يقين خود تسليم نيست و مراد از
ثُمَّ كَفَرُوا
همان تسليم نبودن و انكار آن در عمل است نظير :
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ . . .
نمل / 14 .
فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ
نتيجهء كفر از روى عناد است كه ديگر قلب به هدايت و سعادت فكر نميكند و نتيجه ممهور شدن قلب عدم فهم است لذا فرموده
فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ
اين گونه قلبها فقط در پى هواهاى نفسانى خواهد بود .
طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ
محمّد / 16 .
4 -
وَ إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ