را ، كسى كه خدا را فراموش و رجوع به خدا را از ياد ببرد ، متوجّه شهوات و معاصى و اميال نفسانى مىشود و اين خود فراموش كردن انسان است نفس خويش را .
چنان كه ياد كردن خدا ياد كردن انسان است نفس خويش را و چون همه كارها از خداست در نتيجه ، آنكه خدا را فراموش كند ، خدا او را بر نسيان نفس خود وادار مىنمايد . چنين كسان به طور حتم از زى عبوديت خارجند .
20 -
لا يَسْتَوِي أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزُونَ
.
معلوم مىشود كه اهل آتش فراموش كنندگان خدا و اهل بهشت ياد - آورندگان خدا هستند ، اين آيه مىگويد : اين دو طائفه را يكى نشماريد .
21 -
لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
.
اشاره است به عظمت قرآن و حقائقى كه در آن بازگو شده است ، فرق كوه با انسان آنست كه كوه بزرگتر ، سختتر ، در مقابل زلزلهها و طوفانها مقاومتر است ، يعنى اگر بنا بود قرآن را بر كوه نازل كنيم و شعور تكليف به آن بدهيم هر آينه از نزول آن خاشع و شكافته مىشد ، پس انسان احق است كه در مقابل آن خاشع باشد .
وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ . . .
حكم كلى است ، مراد آنست كه در اين مثلها و گفتهها بيانديشيد .
22 -
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ
.
اين آيه و دو آيهء بعدي حاوى عدهاى از اسماء حسناى الهى است ، مىشود اشاره به آن باشد كه ياد كنندگان خدا ، خدا را با اين اسماء ياد مىكنند و در رابطه با
خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
معنى آيه چنين مىشود : چطور كوهها