مىشود از مهابت خدا ، اين مثلها را براى مردم مىزنيم تا فكر كنند .
22 - اوست خدايى كه جز او معبودى نيست داناى نهان و آشكار است ، فقط اوست رحمان رحيم .
23 - اوست خدايى كه جز او معبودى نيست مدبر ، منزه بىآزار ، ايمنى بخش مراقب ، غالب ، مصلح و با عظمت است ، منزه است خدا از آنچه شريك قرار مىدهند .
24 - اوست خداى آفريننده امتياز دهنده و صورت آفرين ، همه نامهاى خوب براى اوست آنچه در آسمانها و زمين هست او را تسبيح مىكند .
كلمهها
خاشع : خشوع : تذلل و تواضع . اصل آن از نرمى و آسانى است .
متصدعا : صدع : شكافتن . متصدع : شكافته شده .
قدوس : قدس : پاكى و پاك . اسم و مصدر هر دو آمده است « قدوس » : بسيار پاك ، صيغه مبالغه است .
سلام : از اسماء حسنى است راغب آن را سالم معنى كرده يعنى خدايى كه از آفات و عيوب سالم است ، طبرسى گويد : آنكه بندگان از ظلم او سالمند و نيز گفتهاند : سالم از هر نقص و عيب و آفت .
صدوق در توحيد سلامت دهنده و سالم از هر نقص گفته است ، الميزان بىآزار معنى كرده است قول الميزان مقبولتر است .
مؤمن : ايمن دهنده ، مثل
وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ
قريش / 4 .
مهيمن : مراقب و حافظ . در مجمع البيان گويد : « هيمن الرجل » يعنى مراقب و حافظ و حاضر گرديد در قاموس گويد : « همين على هذا :
صار رقيبا عليه و حافظا » .
جبار : اين وصف در خدا به معنى مصلح و در ديگران به معنى ستمگر است .